تبليغاتX
شاخه گلی از بهشت

شاخه گلی از بهشت

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیت و النصر و اجعلنا من اعوانه و انصاره و محبیه و شیعته

هيجان

سلام دوستان گرامی

با تبریک فرا رسیدن ایام دهه فجر امروز قصد دارم تا بین این چند تا پست که به گفتن داستان گذشت یه مطلب دیگه بگم و امیدوارم براتون مفید باشه.

 

اولين قانون طبيعت اين است كه تو از هر چه هراس داشته باشي همان را به طرف خودت جلب مي كني.

ولی چرا؟!

هيجان قدرتي دارد كه جذب ميكند . تو از هر چه شديدا بترسي آن را تجربه خواهي كرد . مثلا حيوان فورا متوجه ميشود كه تو از او وحشت داري.

هيچكدام از اين ها  تصادفي اتفاق نمي افتد . تصادفي در عالم هستي وجود ندارد.

هيجان انرژي در حال حركت است. وقتي تو انرژي را جا به جا مي كني انرژي ايجاد ميكني.

اگر به اندازه كافي انرژي جا به جا كني ماده به وجود مي آ وري . ماده انرژي متراكم است كه جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است. 

فكر انرژي خالص است . هر فكري كه تو اكنون داري يا قبلا داشتي يا در آينده خواهي داشت خلاق است. انرژي حاصل از فكر هرگز نمي ميرد .اين انرژي از فكر تو و ذهن تو وارد عالم هستي مي شود و براي ابد ادامه پيدا مي كند. 

همه افكار به هم مربوط هستند. افكار با هم تلاقي پيدا مي كنند. در مسير اعجاب انگيزي از انرژي با هم تقاطع پيدا مي كنند و نقش بديع و زيبايي از پيچيدگيهاي غير قابل باور به وجود مي آورند . همان طور كه دو چيز مشابه همديگر را جذب مي كنند دو انرژي مشابه هم يكديگر را جذب مي كنند .و توده اي از انرژي مشابه به وجود مي آورند.

بنابراين حتي افراد معمولي اگر فكرشان(دعا . اميد .  آرزو . رويا . ترس) به اندازه كافي قوي باشد ميتوانند نتايج شگفت انگيزي را به وجود آورند.

زندگي نميتواند به هيچ طريق ديگري خودش را نشان دهد جز به آن طريقي كه تو تصور ميكني خودش را نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق مي كني.

پس هميشه به بهترينها فكر كن!!

امیدوارم همیشه به بهترینها فکر کنید.

به امید دیداری دوباره

یا علی...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

با یک گل بهار می شود یا نه !؟

 سلام عزیزان

امیدوارم دنیا بر وفق مرادتون باشه.این هفته هم با یه داستان پند آموز در خدمتتون هستم.

حتما این ضرب المثل راشنیده اید که " با یک گل بهار نمی شود" . بسیاری از افراد با بیان این ضرب المثل تلاش برای بهتر کردن وضع دنیا و کمک به مردم را کاری بیهوده می پندارند و از هرگونه تلاشی در این راستا خودداری میکنند و در دنیا فقط نقش نظاره گر را ایفا میکنند . اما آیا این نظر درست است ؟ و آیا به این خاطر که حل تمام مسائل دنیا از دست ما خارج است , نباید کاری بکنیم ؟ می خواهم داستانی را برای شما تعریف کنم که شاید جواب این سوال را در آن بیابید :

یک روز صبح زود مردی دانشمند و فرزانه برای قدم زدن به کنار ساحل رفت . زمانی که به ساحل نزدیک می شد مرد جوانی را دید که خم شده و از روی زمین چیزهایی بر می دارد و خیلی آرام آن را به اقیانوس پرتاب می کند . نزدیکتر که رفت دید آن چیزها ستاره دریایی هستند . مرد دانشمند کنجکاو شد و به جوان نزدیک شد و از او پرسید: جوان چه میکنی ؟ جوان پاسخ داد: آفتاب بالا آمده و مد دریا دارد فرو می نشیند . اگر این ستاره ها در خشکی بمانند می میرند . مرد دانشمند گفت : اما جوان ساحل دریا کیلومترها طول دارد ومیلیونها ستاره دریایی در کنار آن از آب بیرون مانده اند ممکن نیست که بتوانی تاثیری داشته باشی . جوان مودبانه به حرفهای دانشمند گوش کرد و سپس خم شد و ستاره دیگری را برداشت و به دریا پرتاب کرد و به مرد دانشمند گفت : برای این یکی که موثر بود . مرد دانشمند از این جواب متعجب و آشفته شد . و پس از مدتی فکر به ماهیت اصلی عمل مرد جوان پی برد . مرد جوان با آن کارش تصمیم گرفته بود که تنها نظاره گر گذر زمان نباشد . بلکه او تصمیم گرفته بود در جهان عامل , فاعل و منشا اثر باشد .

 عمل آن مرد جوان بیانگر نکته ای اساسی برای تک تک ماست . ما همگی توانایی اثر گذاری را داریم . اگر ما بتوانیم مانند آن مرد جوان به این موهبت پی ببریم , با قدرت بینشمان صاحب نیروی شکل بخشی به آینده مان می شویم . و این چالشی برای من و شماست . هر کدام از ما باید ستاره دریایی خود را بیابیم و اگر هر کدام از ما ستاره خود را خوب و خردمندانه پرتاب کنیم تردیدی نیست که سالهای آینده جای خوبی برای زندگی خواهد بود . به خاطر بسپارید بینش بی عمل صرفآ یک رویاست و عمل بی بینش صرفآ وقت گذرانی است . بینش به همراه عمل است که می تواند دنیا را دگرگون کند.

موفق و پیروز باشید.

تا بعد ...

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

ميخ در ديوار

سلام عزيزان

اميدوارم سلامت باشيد.

قبل از اينكه داستان اين هفته رو خدمتتون بگم خواهش ميكنم براي مردم غزه دعا كنيد تا نهايتا پيروزي با مسلمونا باشه.

يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب. روز اول پسرك جبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد.  در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد. بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد. روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسرك به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است.  پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كردو گفت:« دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است.

نتيجه گيري با خودتون.

موفق و پيروز باشيد.

تا بعد يا علي...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

مشکلات زندگی

سلام دوستان گرامي

طبق هفته هاي گذشته قصد دارم يه داستان ديگه براتون نقل كنم .

اميدوارم براتون مفيد باشه. در ضمن از همه شما عزيزان التماس دعا دارم.

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی میفته تو ی یک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعی کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره . برای اینکه حیون بیچاره زیاد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتن  چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بمیره و زیاد زجر نکشه . 

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکوند و زیر پاش می ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا می آمد سعی میکرد بره روی خاک ها .

 روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا اومدن ادامه داد تا اینکه به لبه ی چاه رسید و بیرون اومد .

مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو اتنخاب داریم . اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود .

انتخاب با خود ماست.

تا هفته بعد

يا علي...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

چرا من ؟

سلام عزیزان همراه

امیدوارم خوب و سلامت بوده باشید.

یکی دیگه از داستانها رو توی این پست براتون آماده کردم که خدمتتون می گم.

آرتو اشي (Arthur Ashe) قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنيا نامه هايي از طرفدارانش دريافت کرد. يکي از طرفدارانش نوشته بود: «چرا خدا تو را براي چنين بيماري دردناکي انتخاب کرد؟‌»

آرتور در پاسخش نوشت:در دنيا، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند. 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند.500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند.50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند. 5 هزار نفر سرشناس مي شوند. 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ... و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدايا چرا من؟ و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟

تا پست بعدی همه شما رو به خدای بزرگ می سپارم .

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

قدرت اندیشه

سلام دوستان

امیدوارم سلامت باشید.

با یه داستان دیگه در خدمت شما هستم.

پیرمردی تنها در "مینه سوتا" زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود . تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :  پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال خواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

                                                          امضا : دوستدار تو پدر

پیرمرد در جواب این تلگراف رو از پسرش دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

روز بعد  صبح  زود ۱۲ نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی به مزرعه ی پیر مرد ریختند  و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده؟  

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

نتیجه گیری با شما دوستان گرامی

تا بعد...

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

نحوه آموزش و آثار آن

سلام عزیزان

امیدوارم در پناه خداوند بزرگ سلامت باشید.

دوست دارم به این داستان هم توجه کنید.

شاگردی فکر می کرد که نوازنده خوبی شده .استادش یه قطعه موسیقی خیلی سخت میذاره جلوش و میگه بزن.

او دستپاچه می شه و خرابکاری میکنه. استادش او رو به منزل میفرسته تا تمرین کنه.

هفته بعد تا میاد قطعه تمرین شده رو بزنه ، استاد یه قطعه سختر می ذاره جلوش و این بار بیشتر خرابکاری میکنه.

 و این ماجرا تا چند هفته ادامه پیدا میکنه ; یه قطعه سخت تر رو خراب می کنه, میره خونه برای تمرین.

هفته بعد که با تمرین پیش استاد میاد ، استاد یه قطعه به مراتب سختر میذاره جلوش.

در نهایت ، یه روز خسته و ناامید به استادش خرده میگیره و به خاطر عمل استادش به اون اعتراض می کنه . استاد قطعه ای که چند هفته پیش بهش داده بود رو می ذاره جلوش و سختگیرانه می گه بزن ، و او زیبا اجرا میکنه . استاد قطعه اول رو بر میداره و به جاش قطعه دوم رو می ذاره و میگه بزن. و او عالی اجرا میکنه !

 او به استاد نگاهی کرد و استاد بهش گفت : اگه روز اول به حرفهای تو گوش داده بودم هنوز داشتی قطعه اول رو تمرین میکردی و نمی تونستی درست اجراش کنی. برام مهم نیست که بتونی یه قطعه رو بزنی بلکه زدنت برام مهمه.

تا پست بعدی ...

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

حقیقت

 سلام دوستان گرامی

بر اساس قراری که با شما گذاشته بودم ، با یک داستان پندآموز دیگه در خدمتتون هستم.

مردی به سقراط نزدیک شد و گفت:

- از آن جا که بسیار با شما دوست هستم، لازم است چیزی را بگویم!

سقراط گفت :

- صبر کن! آیا سه آزمون را گذرانده ای؟

 نخستین آزمون را انجام داده ای؟ آیا می دانی که آنچه به من می گویی حقیقت دارد؟

- خوب ... مطمئن نیستم، اما شنیده ام که می گویند...

حکیم گفت:

- پس آیا آزمون دوم را انجام داده ای؟ آزمون خوبی را. آیا گفته تو برای من خوب است؟

- نه کاملاً برعکس...

- اگر آزمون حقیقت و خوبی را انجام نداده ای، پس حتماً آزمون فایده را انجام داده ای. آنچه می خواهی برایم بگویی، مفید است؟

مرد گفت : مفید؟ خوب، مفید نیست.

فیلسوف با لبخند نتیجه گرفت و گفت :

    - اگر موضوع نه حقیقت دارد، نه خوب است و نه مفید، بهتر است خود را نگران اش نکنی.

امیدوارم همیشه در نهایت سلامت روحی و جسمی باشید.

تا بعد...

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

تغییر دنیا

سلام دوستان گرامی

امروز هم طبق قولی که داده بودم قصد دارم داستانی رو براتون تعریف کنم.

بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است:

کودك كه بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم .

بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم .

بعد ها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم .

در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول كنم .

اینك كه در آستانه مرگ هستم می فهمم كه اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم ، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم.

چقدر این داستان زیباست.

اینکه همه چیز از ما شروع میشه .

امیدوارم لذت برده باشید.

تا بعد...

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 11:59 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

پلنگ وحشی

سلام دوستان همراه

این هم یک داستان دیگه که قولش رو داده بودم :

امیدوارم لذت ببرید و نتیجه خوبی ازش بگیرید.

روزی پلنگی وحشی به دهكده حمله كرده بود.شیوانا همراه با تعدادی ازجوانان برای شكار پلنگ به جنگل اطراف دهكده رفتند. اما پلنگ خودش را نشان نمی داد و دائم از تله شكارچیان می گریخت. سرانجام هوا تاریك شد و یكی از جوانان دهكده با اظهار اینكه پلنگ دارای قدرت جادویی است و مقصود آنها را حدس می زند خودش را ترساند و ترس شدیدی را بر تیم حاكم كرد.

شیوانا با خوشحالی گفت كه زمان شكار پلنگ فرا رسیده است و امشب حتما پلنگ خودش را نشان می دهد . از قضا پلنگ همان شب خودش را به گروه شكارچیان نشان داد و با زخمی كردن جوانی كه به شدت می ترسید ، سرانجام با تیر های بقیه از پا افتاد.

یكی از جوانان از شیوانا پرسید:”چه چیزی باعث شد شما رخ نمایی پلنگ را پیش بینی كنید؟ در حالی كه شب های قبل چنین چیزی نمی گفتید!؟“

شیوانا گفت:” ترس جوان و باور او كه پلنگ دارای قدرت جادویی است باعث شد پلنگ احساس قدرت كند و خود را شكست ناپذیر حس كند."

این ترس ها و باورهای ترس آور و فلج كننده ما هستند كه باعث قدرت گرفتن زورگویان و قدرت طلبان می شوند. پلنگ اگر می دانست كه در تیم شكارچیان كسانی حضور دارند كه از او نمی ترسند هرگز خودش را نشان نمی داد.

موفق ، پیروز و سرافراز باشید.

تا فرصت بعد...

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

پیله ابریشم

سلام عزیزان

قصد دارم در چند پست آینده چند داستان براتون تعریف کنم و نتیجه گیری بیشتر رو بعهده خودتون بزارم تا هر فردی طبق سلیقه خودش ازشون استفاده کنه.

این هم اولین داستان:

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شدو به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه اش ضعیف و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد .

گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم.

تا فرصت بعد که در خدمت شما عزیزان باشم...

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (11)

سلام عزیزان

در این پست قصد دارم آخرین قسمت از نکات مدیریتی رو حضورتون تقدیم کنم.

امیدوارم همه ما برای زندگیمون اصولی رو بر مبنای مدیریت تعریف کنیم تا بهتر و مفیدتر زندگی کنیم.

١٥١ - روز خود را با خوردن صبحانه ای مقوی آغاز کنيد.

١٥٢ - از ایمن بودن آسانسورها و سایر وسایل مهم اطمينان حاصل کنيد و اگر احتياج به تعمير یا تغيير دارند، بدون فوت وقت اقدام کنيد.

١٥٣ - حتی اگر سن شما از کارمندان کمتر است، آنچنان دلسوزانه با مسائلشان برخورد کنيد تا لقب "پدر سازمان" را کسب کنيد.

١٥٤ - جهت حفظ سلامتی و چالاکی هر روز حداقل ١٥ دقيقه نرمش کنيد.

١٥٥ - در برخی از برنامه ریزی ها و اخذ تصميمات از کارآنان نيز نظرخواهی کنيد تا با این مشارکت صميميت بيشتری بين مدیریت و کارآنان برقرار گردد و حس مسئوليت پذیری افراد افزایش یابد.

١٥٦ - از کارکنان بخواهيد اگر با مشكلی روبه رو می شوند ضمن اعلام آن مشكل چند راه حل مناسب نيز ارائه دهند.

١٥٧ - گاهی اوقات بدون اطلاع قبلی وارد اتاق کارکنان شوید و شخصاً با آنان به گفتگو بپردازید.

١٥٨ - با برقراری امنيت شغلی در محيط روحيه کاری افراد را بهبود ببخشيد.

١٥٩ - اگر به افراد شخصيت بدهيد و با برخوردهای نادرست عزت نفس آنان را پایمال نكنيد آنان به مثابه اهرم عمل می کنند و قادر خواهند بود مسئوليت هایی که به عهده آنان است بدون استرس و فشار روحی و با کيفيت بهتری به انجام برسانند.

١٦٠ - مشوق و ترویج دهنده کار تيمی باشيد تا هماهنگی و همسویی کارکنان جایگزین رقابت های ناسالم شود.

امیدوارم از آخرین قسمت هم استفاده لازم رو برده باشیم.

تا فرصت بعد...

یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (10)

سلام عزیزان همراه

امیدوارم تا اینجا از نکات مدیریتی استفاده کرده باشید.

با قسمت دیگه ای از این نکات در خدمتتون هستم.

١٤١ - هر کسی را فقط با خودش مقایسه کنيد، نه دیگران.

١٤٢ - برای هر بخش، یك جعبه کمك های اوليه تهيه کنيد.

١٤٣ - اعجاز عبارات تأکيدی و مثبت را نادیده نگيرید.

١٤٤ - راحت ترین مبلمان و چشم نوازترین وسایل را برای اتاق خود تهيه کنيد و برای استفاده بهينه از فضا و زیبایی محيط از طراحان داخلی کمك بگيرید.

١٤٥ - پنجره ها را مسدود نكنيد، اجازه دهيد همگان از نور و هوای تازه که ارزانترین موهبتهای الهی هستند،

بهره مند شوند. گاهی وزش یك نسيم میتواند آرامش چشمگيری برای محيط به ارمغان بياورد.

١٤٦ - از انجام هر جابجایی برای نيروی انسانی در محيط کار، نمی توان نتيجه مطلوب گردش شغلی را حاصل

نمود. اگر جابجایی کارمندان اصولی و حساب شده نباشد، باعث افت راندمان کاری و دلزدگی آنان از کارشان

می شود.

١٤٧ - مراقب باشيد و اجازه ندهيد سرپرستان و مسئولان برای پياده سازی نظرات شخصی و اجرای فرامين خود،

خودسرانه دستوری را به اسم شما اعلام کنند، زیرا در این صورت اگر این دستورات صحيح و قابل اجرا نباشد، از حسن شهرت و محبوبيت شما کاسته خواهد شد.

١٤٨ - سرمایه های مالی، وقت و انرژی نيروی انسانی را با آموزشهای غيرضروری به هدر ندهيد. برای هر کسی آموزشی را تدارك ببينيد تا بتواند از آن در بهبود بخشيدن کارهایش استفاده کند. در غير این صورت وقتی فرصتی

برای استفاده از این آموخته ها دست ندهد، خيلی زود به ورطه فراموشی سپرده می شود و هرگز تبدیل به یك مهارت نمی شود.

١٤٩ - بی طرفانه راجع به مسائل تصميم گيری کنيد تا زاویه دید شما وسعت پيدا کند.

١٥٠ - با هر نوع بی انضباطی مبارزه کنيد.

تا قسمت بعدی همه شما رو به خدای بزرگ می سپارم ...

یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (9)

با عرض سلام خدمت همه عزیزان

امیدوارم از این قسمت از نکات مدیریتی هم لذت ببرید .

١٣١ - هر از چند گاهی جلسه ای به منظور پرسش و پاسخ با حضور سرپرستان ترتيب دهيد تا از صحبت عملكرد و برنامه های آنان مطمئن شوید.

١٣٢ - سرپرستان و مسئولين، پل ارتباطی مدیریت و کارمندان هستند، تا از استحكام این پل مطمئن نشده اید بی محابا گام برندارید، چون در غير این صورت ممكن است سقوط کنيد.

١٣٣ - کارمندان را تشویق کنيد تا با ابتكار در انجام کارهایشان راههایی برای صرفه جویی و پایين آوردن هزینه ها پيدا کنند.

١٣٤ - کتاب قانون تجارت را در دسترس داشته باشيد.

١٣٥ - با توجه بيش از حد به افراد خاص، حسادت دیگران را برانگيخته نكنيد.

١٣٦ - به دیگران فرصت جبران اشتباهاتشان را بدهيد.

١٣٧ - نقاط ضعف و قوت خود را کشف کنيد.

١٣٨ - مطمئن شوید هيچ منبع انرژی، بيهوده به هدر نمی رود. برای مثال کسی را موظف کنيد تا از خاموش بودن چراغها و بسته بودن شيرهای آب پس از اتمام ساعات اداری و خروج نيروها اطمينان حاصل کند.

١٣٩ - با اولين برخورد، در مورد کسی قضاوت نكنيد.

١٤٠ - حس ششم خود را نادیده نگيرید.

 

تا فرصت بعدی که در خدمتتون باشم ...

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 11:27 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (8)

با سلام خدمت همه دوستان همراه

با یک قسمت دیگر از نکات مدیریتی در خدمت شما سروران گرامی هستم.

١٢١ - همواره هوشيار باشيد کسی در سازمان جهت حفظ عنوان شغلی و موقعيت خود به عنوان ترمز برای نيروهای فعال و پرانرژی عمل نكند.

١٢٢ - از اشتباهات خود درس بگيرید و آن را به دیگران نيز درس بدهيد.

١٢٣ - حتی وقتی موردی پيش آمده که به شدت ترسيده اید، اجازه ندهيد اطرافيان از این حس شما مطلع شوند.

١٢٤ - افراد متخصص سازمان را برای اخذ نشریه های تخصصی آبونه کنيد.

١٢٥ - هيچكس را دست کم نگيرید.

١٢٦ - حامی ضعيفان باشيد و اجازه ندهيد حق کسی ضایع شود.

١٢٧ - اگر در جمعی هستيد که موضوع مورد بحث را نمی دانيد و روشن شدن این امر به اعتبار علمی شما لطمه خواهد زد، لازم نيست با اظهار نظر در مورد آن، عدم آگاهی خود را عيان سازید. می توانيد سكوت کنيد تا در اولين فرصت به تكميل اطلاعات خود بپردازید.

١٢٨ - آرام و شمرده صحبت کنيد.

١٢٩ - زمانی که از کسی اشتباهی سر می زند، با رفتار صحيح و منطقی او را شرمنده کنيد، نه با توهين و ناسزا.

١٣٠ - به اندازه کافی استراحت کنيد و اجازه ندهيد خستگی و استرس به سلامت روحی شما لطمه وارد کند.

 

 تا فرصت بعد ...

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (7)

سلام دوستان گرامی

امیدوارم سلامت بوده باشید.

این هم قسمت بعدی نکات مدیریتی که امیدوارم براتون مفید باشه.

١١١ - عملكرد افراد را در زمان اضافه کاری کنترل کنيد تا بدینوسيله از سوء استفاده افراد ناشایست که به عنوان اضافه کاری در سازمان به انجام کارهای شخصی یا اتلاف وقت می پردازند، جلوگيری شود.

١١٢ - از نگارش واژه ای که از صحت املای آن اطمينان ندارید، پرهيز کنيد و برای حصول اطمينان از نگارش صحيح لغاتی که فراموش کرده اید، هميشه یك فرهنگ لغت در دسترس داشته باشيد.

١١٣ - وقتی در مورد موضوعی محرمانه صحبت می کنيد، مراقب استراق سمع دیگران باشيد.

١١٤ - اموال مهم سازمان را بيمه کنيد.

١١٥ - در سلام کردن و ایجاد ارتباط دوستانه پيشقدم باشيد.

١١٦ - مراقب سلامتی خود باشيد و هرگز از یاد مبرید عقل سالم در بدن سالم است.

١١٧ - مطمئن شوید کادر مالی شما به موقع در پرداخت صورت حساب ها اقدام می کنند و پرداختها بنا به دلایل غيرموجه، به تعویق نمی افتد. چون تأخير در پرداختها به اعتبار مالی شما لطمه جبرا ن ناپذیری وارد می کند.

١١٨ - عيب جو و بهانه گير نباشيد و اجازه ندهيد این دو خصلت در شما به عادت مبدل شود.

١١٩ - هرگز از خاطر نبرید انسان، اشرف مخلوقات است و با درایت و پشتكار می تواند برای هر مشكلی، راه حل مناسبی پيدا کند.

١٢٠ - برخی از بازنشستگان پس از بازنشستگی تمایل به ادامه کار دارند، اگر می خواهيد این افراد را به کار بگيریدتوجه داشته باشيد توانایی و انرژی و یا انگيزه کافی جهت نيل به اهداف سازمانی در این افراد وجود داشته باشد و درخواست کار آنها صرفاً به دليل رفع نياز مالی نباشد.

پیروز و سربلند باشید.

تا بعد ...

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (6)

سلام دوستان

این هم قسمت بعدی

 ۱۰۱- مطمئن شوید ابراز رضایت شغلی افراد به سبب ترس از توبيخ مسئولين و سرپرستان نيست.

١٠٢ - به واسطه مدیر بودن خود، از دیگران توقع بيجا نداشته باشيد.

١٠٣ - در اولين فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و کدورتهایی که بين کارمندان پيش می آید، حكميت کنيد و برقرارکننده صلح و آشتی باشيد.

١٠٤ - در مصاحبه استخدامی افراد به سوابق کاری آنان توجه و به خاطر داشته باشيد کارمند موفق کارنامه ای پرباربه همراه دارد.

١٠٥ - از انحصاری کردن خدمات رفاهی سازمان پرهيز کنيد و اجازه دهيد همه سطوح از این خدمات بهره مند شوند.

١٠٦ - زمان دقيق پياده سازی تصميمات اخذ شده را پيدا کنيد، چون ممكن است اجرای یك نقشه خوب، در زمان

نامناسب با شكست روبه رو شود.

١٠٧ - برای حفظ اطلاعات سازمانی، از بهترین و پيشرفته ترین سيستم حفاظتی استفاده کنيد.

١٠٨ - زبده ترین کادر بازاریابی را گردآوری کنيد و حتی زمانی که سوددهی سازمان در وضع مناسبی قرار دارد، از

آنان بخواهيد ریتم فعاليت های خود را کند نكرده و همچنان به صورت جدی ادامه دهند.

١٠٩ - به منظور جلوگيری از تك روی و رقابت های ناسالم، روحيه انجام کار گروهی در سازمان را تقویت کنيد.

١١٠ - از عنوان کردن فرامين غيرقابل اجرا و غيرمنطقی احتراز جویيد، زیرا جز خدشه دار کردن شخصيت حرفه ای شما پيامدی ندارد.

موفق باشید.

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (5)

سلام دوستان گرامی

امیدوارم در پناه امام زمان (عج) سلامت باشید.

من هم عید سعید و مبارک فطر رو به همه مسلمین جهان تبریک عرض می کنم.

با قسمت دیگه ای از نکات مدیریتی در خدمتتون هستم.

۸۱ - اشتباهات زیردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشزد نكنيد.

٨٢ - امين و رازدار افراد باشيد.

٨٣ - روی اشتباهات خود پافشاری نكنيد و بی تعصب خطاهای خود را بپذیرید.

٨٤ - با عبارات کنایه آميز و نيشدار به دیگران درس عبرت ندهيد.

٨٥ - با آرامش و خونسردی به حرفهای دیگران گوش کنيد و برای صرفه جویی در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نكنيد.

٨٦ - روش محاسبات مالی را تا حدی یاد بگيرید تا قادر به تجزیه و تحليل های گزارشات مالی سازمان باشيد.

٨٧ - در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نكنيد.

٨٨ - به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنيد.

٨٩ - تا صحت و سقم مسأله ای روشن نشده، کسی را مؤاخذه نكنيد.

٩٠ - معاشرین چاپلوس خود را جدی نگيرید.

٩١ - نكات جالب و پندآموز کتابهایی را که می خوانيد، در دفتری یادداشت کنيد و در موارد مناسب آنها را به کار ببرید.

٩٢ - انعطاف پذیر باشيد.

٩٣ - بدون توهين به عقاید دیگران، با آنها مخالفت کنيد.

٩٤ - نسبت به قول خود پایبند باشيد.

٩٥ - در موقعيت های بحرانی بر خود مسلط باشيد و نگذارید زیردستان از اضطراب شما آگاه شوند.

٩٦ - برای حرف زدن زیباترین و خوش آهنگ ترین الفاظ را انتخاب کنيد.

٩٧ - ریسك پذیر باشيد.

٩٨ - نحوه استفاده از نرم افزارهای مرتبط با کار خود را بياموزید.

٩٩ - برای ثبت ایده های درخشانی که ناگهان به ذهن می رسند، هميشه یك قلم و کاغذ به همراه داشته باشيد.

١٠٠ - کتابخانه سازمان را به روز کنيد و اسامی کتابهایی را که اضافه می شود به صورت ليست منتشر شده در اختيار کارمندان قرار دهيد.

موفق و سربلند باشید.

تا بعد...

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 11:27 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (4)

سلام عزیزان

امروز با سری بعدی از نکات مدیریتی در خدمتتون هستم .

امیدوارم با بکار بستن این نکات بتونیم زندگی خوبی در محیط منزل ، کار و اجتماع داشته باشیم.

٦٠ - دانش حرفه ای خود را تا حدی بالا ببرید که در موارد لزوم در مقابل کليه سؤالات حرفه ای حاضر جواب باشيد.

٦١ - زمان استخدام، افراد علاوه بر تست های مقرر شده، تست هایی انجام دهيد که مطمئن شوید کسی را که به کار می گمارید، تنبل نيست! زیرا افراد تنبل فشار کاری دیگران را بيشتر می کنند.

٦٢ - هنگام دست دادن، دست افراد را محكم و صميمانه بفشارید.

٦٣ - وقتی عصبانی هستيد، درباره دیگران تصميم گيری نكنيد.

٦٤ - هميشه وقت شناس باشيد. برای حضور به موقع، میتوانيد از ترفند قدیمی ٥ دقيقه جلو کشيدن ساعت استفاده کنيد.

٦٥ - هرگز اميد ارتقا را از زیردستان نگيرید، زیرا به طور یقين، انگيزه آنها برای تلاش از بين می رود.

٦٦ - سعی کنيد در صورت لزوم در دسترس باشيد و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهيد. در این صورت شاید با ایده های درخشانی روبه رو شوید.

٦٧ - به کارمندان ساعی و متعهد بگویيد که چقدر برای سازمان مفيد هستند و شما به آنها علاقه و اعتماد دارید.

٦٨ - هيچگاه اجازه ندهيد کسی حالت افسردگی و نااميدی شما را ببيند.

٦٩ - به شایعات بی اساس بی توجه باشيد و در مورد زیردستان از روی دهن بينی قضاوت نكنيد.

٧٠ - خشكی جلسات طولانی را با شوخ طبعی قابل تحمل کنيد.

٧١ - از سرزنش کردن دیگران در جمع خودداری کنيد.

٧٢ - برای همه سطوح سازمان حتی خدمه و نامه رسانها احترام قائل شوید.

٧٣ - از منشی خود بخواهيد روز تولد کارمندان، کارت تبریكی را که توسط شما امضا شده است، برایشان ارسال کند.

٧٤ - در موقع امضا کردن نامه ها و مكتوبات ، آنها را به دقت مطالعه کنيد و از امضا کردن آنها، زمانی که حوصله و تمرکز ندارید پرهيز کنيد.

٧٥ - خوش ژست و خو ش بيان باشيد و در جمع با انرژی و اشتياق حاضر شوید.

٧٦ - با قدردانی به موقع از کارمندان، انرژی کاری آنان را افزایش دهيد و حسن خلاقيت را در آنان تقویت کنيد.

٧٧ - موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنيد و هميشه متبسم باشيد.

٧٨ - هرگز برای پيشبرد اهداف کاری خود، دیگران را با وعده های بی اساس فریب ندهيد.

٧٩ - سعی کنيد اسامی کارمندان را به خاطر بسپارید و در حين صحبت کردن با آنان، اسمشان را به زبان بياورید.

٨٠ - همواره به خاطر داشته باشيد به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمی کاهد.

موفق ، پیروز و سربلند باشید.

تا بعد

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (3)

سلام دوستان گرامی

امیدوارم از قسمتهای قبلی این سلسله اصول مدیریتی استفاده کافی کرده باشید.

طبق قولی که داده بودم این هم قسمت بعدی این نکات:

 ٤١ - اگر قاطعيت مدیر با مهربانی توأم باشد، تأثير شگفت انگيزی بر اطرافيان خواهد داشت و فرمانبری با ترس جای خود را به انجام وظيفه با حس مسئوليت پذیری می دهد.

٤٢ - سامانه ای را جهت اخذ پيشنهاد اختصاص دهيد و به کارمندان اطمينان دهيد که در کمال رازداری به

پيشنهادهای مطرح شده رسيدگی می کنيد.

٤٣ - مطمئن شوید که حق و حقوق دیگران توسط مسئولين و سرپرستان سازمان رعایت می شود.

٤٤ - چند ساعت از یك روز مشخص در ماه را به بازدید از سطوح مختلف سازمان و گفت وگوی رودررو با کارمندان اختصاص دهيد.

٤٥ - در سمينارهای مرتبط با فعاليت خود شرکت کنيد.

٤٦ - در کمك رسانی های مراسم خيریه پيشقدم باشيد.

٤٧ - با درایت و زیرکی هميشه در کمين شكار فرصتهای طلایی باشيد.

٤٨ - صبر و حوصله را از مهمترین ارکان موفقيت تلقی کنيد.

٤٩ - مسئوليت پذیر باشيد.

٥٠ - به منظور اطلاع حاصل کردن از مطالب جدید علمی، در چند سایت اینترنتی مرتبط عضو شوید.

٥١ - چند تكه کلام اختصاصی و جالب برای خود انتخاب کنيد.

٥٢ - تفكر و تعمق قبل از پاسخگویی راحت تر از پيدا کردن چاره ای برای تغيير آنچه عنوان شده         می باشد.

٥٣ - وقتی می خواهيد کاری را به کسی محول کنيد، روشی را برای عنوان کردنش انتخاب کنيد تا حس مسئوليت افراد برانگيخته شود.

٥٤ - علت شكست های سازمانی را تجزیه و تحليل کنيد تا ضمن تشخيص مسير نادرست، از تكرار آن جلوگيری کنيد.

٥٥ - با بی اهميت جلوه دادن کارهای کارمندان، زحمات آنان را بی ارزش نكنيد.

٥٦ - با انجام ورزشهای فكری، قابليت های ذهنی خود را تقویت کنيد.

٥٧ - به هر کس فراخور فعاليت و بازده کاری اش پاداش دهيد و با در نظر گرفتن پاداشهای مساوی، حرکت افراد شایسته گروه را کند نكنيد.

٥٨ - با به کارگيری مشاورین کارآزموده و متعهد، موقعيت بازار کار را تحليل کنيد و استراتژی به کار بگيرید که هميشه یك گام از رقبا جلوتر باشيد.

٥٩ - اجازه ندهيد بار مسئوليت کارمندان بی کفایت و کند بر دوش کارمندان خبره و ساعی تحميل شود زیرا افراد با درك این بی عدالتی انگيزه خود را از دست می دهند.

٦٠ - دانش حرفه ای خود را تا حدی بالا ببرید که در موارد لزوم در مقابل کليه سؤالات حرفه ای حاضر جواب باشيد.

 پیروز و سربلند باشید.

راستی روزتون هم قبول و من رو از دعای خیرتون محروم نفرمایید.

تا بعد ...

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (2)

سلام عزیزان

حلول ماه مبارک رمضان رو خدمت همه شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم بتونیم حداکثر استفاده رو از این ماه بزرگ ببریم .ان شاء الله

امروز با دومین سری از نکات مدیریتی در خدمتتون هستم .

امیدوارم با بکار بستن این نکات بتونیم زندگی خوبی در محیط منزل و کار داشته باشیم . چون این اصول براحتی در هر محیطی و البته با کمی تغییر قابل استفاده هستند .

 ٢١ - انتقاد پذیر باشيد.

٢٢ - با بی توجهی، تلاش و زحمات زیردستان را بی ارزش نكنيد.

٢٣ - با وسواس بيهوده در انتخاب، زمان را از دست ندهيد و به خاطر داشته باشيد زمان برای شما متوقف نمی شود.

٢٤ - برای حل مشكلات احتمالی، دوراندیش باشيد و مطمئن باشيد با در نظر داشتن چند راهكار تخصصی، هرگز در موارد اضطراری غافلگير نخواهيد شد.

٢٥ - نقش تبليغات را در سودآوری سازمان نادیده نگيرید.

٢٦ - خواسته های خود را واضح و روشن بيان کنيد و اطمينان حاصل کنيد که کارمندان به خوبی از جزئيات وظيفه ای که به عهده آنان است، مطلع هستند.

٢٧ - از هر کس، مطابق دانش و تجربه اش توقع داشته باشيد تا بهترین نتيجه را بدست آورید.

٢٨ - وظایف کارمندان را متناسب با توانایی های فيزیكی و حرفه ای آنان تعيين کنيد.

٢٩ - اگر از موضوعی علمی اطلاعی ندارید، یا احتياج به توضيحات بيشتری دارید، بدون هيچ تردیدی سؤال کنيد.

٣٠ - در موارد بحرانی، خونسردی خود را حفظ کنيد و چند استراتژی بحران زدا و مناسب با فعاليت سازمانی خود  پيش بينی و طراحی کنيد تا در موارد لزوم از آنها استفاده کنيد.

٣١ - از رفتارهایی که شما را در سازمان عصبی معرفی می کند، پرهيز کنيد.

٣٢ - انتقامجو نباشيد.

٣٣ - زمان پياده سازی تصميم گيری ها، به اندازه اخذ تصميمات، مهم است. چون ممكن است اجرای یك نقشه خوب تجاری در زمان نامناسب با شكست روبه رو شود.

٣٤ - در مورد چيزی که نمی دانيد، به کسی اطلاعات اشتباه ندهيد و از گفتن نمی دانم، هراسی نداشته باشيد.

٣٥ - با محول کردن مسئوليت به کارمندان مستعد و خلاق، زمينه رشد و خلاقيت آنان را فراهم کنيد.

٣٦ - بدون تفكر و درنگ پاسخ ندهيد.

٣٧ - نحوه چيدمان ميز کارمندان و محل استقرار آنها را طوری انتخاب کنيد که افراد فراموش نكنند در محل کارشان هستند و نباید بيش از حد مجاز باز هم به گفت و گو بپردازند.

٣٨ - حرفه ای ترین و بهترین حسابدار و مشاور حقوقی را استخدام آنيد.

٣٩ - به مشكلات مالی افراد توجه کنيد و درخواستهای موجه اخذ وام آنان را به تعویق نيندازید.

٤٠ - هميشه به خاطر داشته باشيد تواضع و متانت بر شكوه شما می افزاید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

نکات مدیریتی (1)

سلام عزیزان همراه

امیدوارم که سلامت باشید.

از این به بعد قصد دارم تا نکات مدیریتی رو براتون بگم.تقریبا فکر کنم 6 تا پست بشه .امیدوارم بتونیم استفاده کنیم.البته این نکته رو هم بگم که این مطالب بیشتر نکات مدیریتی در یک سازمان و در حالتی هست که در حال انجام یک کار گروهی هستیم ولی با کمی تغییر در هر محیطی میشه ازشون استفاده کرد.

اینم از اولین سری نکات مدیریتی :

 ١ - در انجام کارها روی شيو های خاص تأکيد نكنيد. شاید کسی بتواند از مسير کوتاه تر و بهتری شما را به مقصد برساند.

٢- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ کدام به تنهایی رهگشا نيستند، مثل اکسيژن و هيدروژن که از ترکيب معينی از آنها هوای تنفس ما تأمين می شود، می توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهای حياتی و استثنایی خلق کرد.

٣- از هر فرصتی برای استخدام و به کارگيری افراد برجسته استفاده کنيد.

٤- به خاطر داشته باشيد رعایت استانداردهای محيط کار در کارآیی کارمندان مؤثر است.

٥- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه کاری آنها را از بين نبرید.

٦- از مشورت و نظرخواهی با نيروی جوان ابایی نداشته باشيد.

٧- با رفتارهای ضد و نقيض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نكنيد.

٨- در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، کوشا باشيد.

٩- برای ارتقای سطح دانش کارمندان و افزایش بهره وری آنان، کلاسهای آموزشی ترتيب دهيد و از لوازم کمك آموزشی بهره گيرید.

١٠ - دقت کنيد که توبيخ کارمند خطاکار، باید متناسب با اشتباهاتش تعيين شود.

١١ - مطمئن شوید مأمور خریدی که برای سازمان در نظر گرفته اید، علاوه بر کاردانی و رعایت اصول درست بازاریابی، مورد اعتماد، زرنگ و خوش سليقه نيز هست و هما نگونه که بر قيمت کالاها توجه دارد، به زیبایی و کيفيت آنها نيز اهميت می دهد.

١٢ - در صورت لزوم با قاطعيت نه بگویيد.

١٣ - سعی کنيد با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.

١٤ - طوری رفتار کنيد که دیگران شما را به عنوان الگو انتخاب کنند و آینده کاری دلخواه خود را در قالب شخصيت شما مجسم کنند.

١٥ - هرگز در حضور کارمندان با دیگر معاشرین خود، پشت سر افراد بدگویی نكنيد.

١٦ - رعایت سلسله مراتب کاری را به مسئولين و سرپرستان گوشزد کنيد.

١٧ - برای آزمودن کارمندانتان با آزمایشهای فاقد ارزش و بی اساس، شخصيت آنان را زیر سؤال نبرید.

١٨ - با شروع به موقع جلسات، وقت شناسی را عملاً به حاضرین بياموزید.

١٩ - برای گيراتر شدن سخنان خود، هميشه چند عبارت کليدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشيد و در موقع لزوم آنها را به کار ببرید.

٢٠ - در انجام کارها به سه نكته بيش از بقيه نكات توجه کنيد: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.

 تا پست بعد

یا علی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

بیایید این موارد رو به یاد داشته باشیم.(2)

سلام دوستان همراه

امیدوارم سلامت باشید.

اینم ادامه مطلب که قولش رو داده بودم .

امیدوارم به کارتون بیاد .

۱۱.  به نقطه اوج ، و حد ممتاز خود نایل شویم.

۱۲.  هیچ چیز بیش از نگرانی توانایی ما را تحلیل نمی برد.

۱۳.  هر چه یک فرد مساله ای را به مدت طولانی تری به دوش بکشد آن مشکل سنگین تر خواهد شد.

۱۴.  مسایل کوچک را زیاد از حد جدی نگیریم.

۱۵.  زندگی آرام و باصفایی داشته باشیم.

۱۶.  زندگیمان را مملو از حسرت و پشیمانی نکنیم.

۱۷.  به یاد داشته باشیم عشقی اندک مسیری طولانی را می پیماید.

۱۸.  به یاد داشته باشیم که دوستی یک سرمایه گذاری عاقلانه است.

۱۹.  امید و شادی به موقع داشته باشیم.(بادیگران بخندیم ولی به دیگران نخندیم.)

۲۰.  زمانی را به این اختصاص دهیم که هنگام دیدن هر ستاره یک آرزو کنیم.

 موفق باشید .

تا بعد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

بیایید این موارد رو به یاد داشته باشیم.(1)

سلام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه .

بیایید به این جملات رو خوب بخونیم و به یاد داشته باشیم :

۱. وجود ما ارمغانی برای دنیاست.

۲. ما بی مانند و در نوع خود بی نظیر هستیم.

۳. زندگی ما می تواند آن چنان که دلخواه ماست باشد.

۴. حساب برکاتی که خداوند به ما عطا کرده راداشته باشیم ، نه مشکلات و رنج هایمان را.

۵. هر آن چه پیش بیاید ما قادر به اتمام کار هستیم.

۶. در درون خود جواب سوالات زیادی را می توانیم بیابیم.

۷. درک کنیم ، شهامت داشته باشیم و قوی باشیم.

۸. برای خود محدودیت قائل نشویم.

۹. چه بسیارند رویاهایی که در انتظار تحقق یافتن هستند.

۱۰.  تصمیمات ، بسیار مهم تر از آن هستند که به بخت و شانس واگذار شوند.

ان شاءالله بقیه این جملات رو توی پست بعدی براتون خواهم گفت.

تا بعد یا علی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

تولد امام حسین (ع) مبارک باد.

تولد امام حسین (ع) مبارک باد.

سلام دوستان

 قیامـت بـی حسین غوفا ندارد        شفاعت بی حسین معنا ندارد

 حسینی شو که تا فردا نگویند        چــرا پـــرونـده ات امــضــا نــدارد

من هم به نوبه خودم تولد سرور و سالار شهیدان حسین ابن علی (ع) ، حضرت اباالفضل العباس (ع) و حضرت امام سجاد (ع) رو به همه عاشقان آن حضرت تبریک عرض می کنم.

امیدوارم در سایه عنایات آن حضرات موفق و پیروز باشیم.

تا بعد

یا علی...

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:56 قبل از ظهر  توسط یاسر  | 

سالروز بعثت خاتم الانبیا محمد مصطفی(ص)گرامی باد.

عیدتون مبارک دوستان عزیز.

 سلام دوستان گرامی

من هم به نوبه خودم این عید بزرگ رو خدمتتون تبریک میگم و بدون هیچ توضیحی مطلب زیر رو که ترجمه خطبه ۱۹۸ نهج البلاغه هست رو به پیشگاه همه عاشقان آن حضرت تقدیم می کنم.

خداوند محمد صلى الله عليه و آله و سلم را هنگامى به حق مبعوث ساخت كه دنيا به پايان يافتن نزديك شده،نشانه‏هاى آخرت روى‏آور گرديده،رونق آن پس ازروشنائى به ظلمت گرائيده،و اهل خويش را از ناراحتى سر پا نگهداشته بود،بسترش‏ناهموار و آماده زوال و نابودى،بود،مدتش پايان مى‏گرفت و علامتهاى زوالش نزديك‏مى‏شد،اهلش در حال نابودى، حلقه زندگى در آن شكسته،اسبابش از هم گسيخته پرچم هايش كهنه و پوسيده،پرده‏هايش دريده،و عمر طولانى آن به كوتاهى گرائيده بود. (در اين هنگام)خداوند وى را ابلاغ كننده رسالتش،افتخار آفرين براى امتش،باران بهارى براى تشنگان اهل زمانش،سر بلندى براى پيروانش و مايه شرف براى ياران وانصارش قرار داد.

‏سپس كتاب آسمانى يعنى قرآن را بر او نازل فرمود:نورى كه خاموشى ندارد، چراغى‏كه افروختگى آن زوال نپذيرد،دريائى كه اعماقش را درك نتوان نمود،راهى كه گمراهى‏در آن وجود ندارد،شعاعى كه روشنى آن تيرگى نگيرد،فرقان و جدا كننده حق از باطلى‏كه درخشش دليلش به خاموشى نگرايد،بنيانى كه اركان آن منهدم نگردد،بهبودى بخشى‏كه با وجود آن،بيماريها وحشت نياورد،قدرتى كه ياورانش شكست ندارند و حقى كه‏مددكارانش خذلان نبينند.

قرآن معدن ايمان است و مركز آن،چشمه‏هاى دانش است و درياهاى آن،منابع‏عدالت است و غديرهاى آن،پايه‏هاى اسلام است و بنيان آن،نهرهاى زلال‏هاى حق است‏و سرزمينهاى مطمئن آن،دريائى است كه بهره‏گيران تشنه كام،آبش را تمام نتوانند كشيد، و چشمه‏هائى است كه از آن كم نتوانند كرد،محل برداشت آبى است كه هر چه از آن بر گيرند كم نمى‏شود، منازلى است كه مسافران،راه آن را گم نمى‏كنندنشانه‏هائى است كه از چشم سير كنندگان پنهان نمى‏ماند و كوهسارى است كه(ديده‏رهگذران را به خود متوجه ساخته)از آن نمى‏گذرند.

خداوند اين قرآن را فرو نشاننده عطش دانشمندان،باران بهارى براى قلب درك‏كنندگان،و جاده وسيع براى صالحان قرار داده است.قرآن داروئى است كه پس ازآن بيمارى باقى نمى‏ماند،نورى است كه بعد از آن ظلمتى يافت نمى‏شود،ريسمانى‏است كه دستگيره آن مطمئن،پناهگاهى است كه قله بلند آن مانع دشمنان،نيرو و قدرتى‏است‏براى كسى كه به آن چنگ زند،محل امنى است‏براى هر كس كه به آن وارد شود، راهنمائى است‏براى آنكه به آن اقتدا كند،انجام وظيفه‏اى است‏براى آن كس كه مذهب‏خويش گرداند،برهانى است‏براى كسى كه به گفته‏هايش استدلال كند،شاهد و گواهى‏است‏براى آنكه از آن سخن بگويد، پيروزى و غلبه است‏براى افرادى كه با آن استدلال‏نمايند،نجات دهنده‏اى است‏براى كسى كه حامل آن باشد و به آن عمل كند،مركب‏راهوارى است‏براى كسى كه آن را به كار گيرد، نشانه‏اى است‏براى كسى كه با آن علامت‏گذارى كند،سپرى است‏براى آن كس كه لباس رزم بپوشد،دانشى است‏براى كسى كه‏حفظ كند،گفتار پر ارزشى است‏براى آنكه روايت كند و حكم و فرمانى است‏براى كسى كه‏قضاوت و به عهده گيرد.

تا بعد یا علی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط یاسر  | 

اول مشکلات بزرگتر رو باید حل کرد .

آیا میتونیم مشکلات رو اولویت بندی کنیم یا نه ؟

سلام دوستان عزیز

امیدوارم سلامت باشید.

امروز میخوام مطلبم رو با گفتن یه داستان خدمتتون ارائه کنم.امیدوارم خوشتون بیاد .

 استاد، گلدانی شیشه ای روی میز گذاشت، بعد چند سنگ از داخل كیسه ای بیرون آورد كه هر كدام به اندازه یك پرتقال بودند و یكی یكی آنها را داخل گلدان انداخت.

وقتی گلدان تا لبه پر از سنگهای درشت شد، از شاگردانش پرسید:"پرشده؟"

شاگردانش گفتند بله. اما استاد از كیسه دیگری مقداری ریگ بیرون آورد، گلدان را كمی تكان داد و بعد توانست ریگها را هم در گلدان بریزد. دوباره پرسید: پرشده؟

شاگردان گفتند: بله، این بار دیگر پرشده. استاد كیسه دیگری را باز كرد و كمی خاك بیرون آورد و در گلدان ریخت. خاك،‌ فضای خالی میان سنگها و ریگها را پر كرد و تا لبه گدان رسید. استاد گفت: بسیار خوب. حالا دیگر گلدان پر شده

 فكر می كنید قصد داشتم چه چیزی را به شما بیاموزم؟استاد پرسید:

شاگردی گفت:" این كه آدم هر چقدر گرفتار باشد، همیشه وقتی برای پرداختن به چیزی دیگر را هم دارد."

استاد گفت: " اصلا این طور نیست. این نمایش نشان می دهد كه اگر اول سنگهای بزرگ را در گلدان نیاندازیم، بعدا نمی توانیم. پس مسائل بزرگ در زندگی ما كدامند؟ برنامه هایی كه به تأخیر میاندازیم؟ ماجراهایی كه به سراغشان نمی رویم؟ عشق هایی كه برای آنها نمی جنگیم؟ از خود بپرسید سنگهای بزرگ زندگی تان كدامند كه آتش خداوند را در شما روشن نگاه می دارند و بی درنگ آنها را در گلدان تصمیم های خود بیاندازید وگرنه دیگر جایی برای آنها پیدا نخواهید كرد.

) نقل از كتاب پدران، فرزندان، نوه ها / نوشته پائولو كوئیلو (

تا بعد

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 12:4 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

سالروز تولد آقا امیرالمومنین مبارک باد .

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

سلام دوستان

روز تولد حضرت علی ( ع ) و روز پدر رو به همه عزیزان تبریک عرض میکنم .

قصد دارم به مناسبت تولد آقا امیرالمومنین علی ابن ابی طالب قسمتهای کمی از خطبه غدیر رو با ترجمه براتون عرض کنم . امیدوارم این عید منشا برکات برای همه شما باشه .

پیامبر اسلام (ص) در روز غدیر که همه دربارش کم و بیش اطلاع داریم خطبه ای خوند که چند قسمت از اون رو به عنوان عیدی براتون می نویسم .

پیامبر (ص) فرمودند : معاشِر النّاس ، اِنّ اللهَ قَد نَصَبَهُ لَکُم ولیاً وَ اِماما . مَعاشِرَالنّاس ، فَضَّلوُا علیاً انّهُ اَفضَلُ النّاسِ بَعدي مِن ذَکَرٍ وَ اُنسي . بِنا اَنزَلَ اللهُ الرِزقَ و بَقِیَ الخَلق . مَلعُونٌ مَلعُونٌ ، مَغضُوبٌ مَغضُوبٌ ، مَن رَدَّ عَلَیَّ قَولي هَذَا وَ لَم یُوافِقهُ.

یعنی : ای جمعیت مردم ، همانا خداوند او را ( علی را ) برای شما به عنوان ولی و امام انتصاب کرده است . ای جمعیت مردم ، علی را برتر بدانید (علی را بر بقیه ترجیه دهید ) ، همانا او برترین مردم در بین زنان و مردان بعد از من است . بواسطه من و علی خداوند روزی نازل کرده و بقای خلق حفظ می شود . ملعون است  ملعون است ، مغضوب است مغضوب است ، هر کسی که این گفته مرا رد کند و یا با آن موافق نباشد.

این کلام کاملا واضحه و توضیح بیشتر لازم نداره . باز هم این عید رو به همه شیفتگان آقا امیرالمومنین تبریک میگم و از همه التماس دعا دارم .

یا علی مدد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

سکاکی

خواستن توانستن است .

سلام دوستان مهربان

امیدوارم در نهایت سلامت جسم و روح باشید .امروز میخوام داستتان یکی از علمای اسلامی رو براتون تعریف کنم که بالاخره با استقامت فراوان تونست به هدفش برسه .

سراج الدين سكاكى  از علماى اسلامی و در عصر خوارزمشاهيان مى زيسته و از مردم خوارزم بوده است .سكاكى نخست مردى آهنگر بود.

 روزى صندوقچه اى بسيار كوچك و ظريف از آهن ساخت كه در ساختن آن رنج بسيار كشيد . آن را به رسم تحفه براى سلطان وقت برد . سلطان و اطرافيان به دقت به صندوقچه تماشا كردند و او را تحسين نمودند .

در آن وقت كه منتظر نتيجه بود مرد دانشمندى وارد شد و همه او را تعظيم كردند و دو زانو پيش روى وى نشستند. سكاكى تحت تاءثير قرار گرفت و گفت : او كيست ؟ گفتند: او يكى از علماء است .

از كار خود متاءسف شد و پى تحصيل علم شتافت . سى سال از عمرش  گذشته بود ، كه به مدرسه رفت و به مدرس گفت : مى خواهم تحصيل علم كنم . مدرس گفت : با اين سن و سال فكر نمى كنم به جائى برسى ، بيهوده عمرت را تلف مكن .ولى او با اصرار مشغول تحصيل شد. اما به قدرى حافظه و استعدادش ‍ ضعيف بود كه استاد به او گفت : آن مساءله فقهى را حفظ كن (پوست سگ با دباغى پاك مى شود) بارها آن را خواند و فردا در نزد استاد چنين گفت : (سگ گفت : پوست استاد با دباغى پاك مى شود!) استاد و شاگردان همه خنديدند و او را به باد مسخره گرفتند .

اما تا ده سال تحصيل علم نتيجه اى برايش نداشت و دلتنگ شد و رو به كوه و صحرا نهاد به جائى رسيد كه قطره هاى آب از بلندى بروى تخته سنگى مى چكيد و بر اثر ريزش مداوم خود، سوراخى در دل سنگ پديد آورده بود .مدتى با دقت نگاه كرد ، سپس با خود گفت : دل تو از اين سنگ ، سخت تر نيست . اگر استقامت داشته باشى سرانجام موفق خواهى شد. اين بگفت و به مدرسه بازگشت و از چهل سالگى با جديت و حوصله و صبر مشغول تحصيل شد تا به جائى رسيد كه دانشمندان عصر وى در علوم عربى و فنون ادبى با ديده اعجاب مى نگريستند .كتابى به نام مفتاح العلوم مشتمل بر دوازده علم از علوم عربى نوشت كه از شاهكارهاى بزرگ علمى و ادبى به شمار می رود .

موفق باشید .

تا پست بعدی همه شمار و به خدا می سپارم .

یا علی مدد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط یاسر  | 

پر اضافی

سلام دوستان گرامی

امیدوارم حالتون خوب باشه .

سالروز تولد امام باقر (ع) رو به همه شما رهروان راستین آن حضرت تبریک عرض می کنم .

امروز داستان کوچیک ولی پر معنایی رو براتون تعریف می کنم و نتیجه گیری بیشتر رو به عهده خودتون میذارم .

امیدوارم مورد توجه شما دوستان گرامی قرار بگیره و بهره ببرین .

 

در یكی از افسانه های صحرایی حكایت مردی آمده كه می خواهد به آبادی دیگر نقل مكان كند و اثاثش را روی شتر می گذارد : قالیچه ها ، وسایل پخت و پز ، چمدان پر از لباس و... و حیوان همه اینها را تحمل می كند .

مرد وقتی می خواست حركت كند ، به یاد یك پر آبی رنگ و زیبا افتاد كه پدرش به او داده بود . رفت پر را پیدا كرد و آورد و روی شتر گذاشت . شتر در زیر سنگینی این بار فرود افتاد و مرد .

 

حتما آن مرد با خود فكر كرده :

شترم حتی نتوانست  وزن  یك  پر را تحمل كند !

گاهی ما درباره دیگران همین فكر را می كنیم ... بدون اینكه بفهمیم یك شوخی كوچك ما و یا برخی از انتظارات نابجای ما حكم همان قطره ای را دارد كه می تواند كاسه صبر شخصی را لبریز می كند .

 

فعلا تا بعد

یا علی

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط یاسر  |